تبليغاتX
درد دل من
 
درد دل من

صفحه نخست   ::   آرشیو  ::   تماس با من   
 
مسئولیت بزرگ انسان بودن

 

آیا آن شبنم را بر سینه پهن برگ دیده ای ؟

 

انگار آغوش برگ به تماشای میهمان تک قطره ای نشسته و از راز بلبل که به تماشای گل است ، قصه ها برایش می گوید .

 

آیا آن قطره اشک در چشم یتیمی که خواهان نوازش دستت بر سرش است و تو محرومش می کنی ، دیده ای ؟

 

آیا آن غصه که چون بغض در گلو ، خانه کرده و صاحبش را می آزارد و با یک درد دل تو ، شکسته می شود ، دیده ای ؟

 

آیا آن گرفتاری که از عمق چشمانش ، دستی برآورده و به سوی تو دراز کرده ، دیده ای ؟

 

آیا جنس نگاه بی بضاعتی که در بازار به خریدار و فروشنده است ، شناخته ای ؟

 

آیا صدای ناله آن مرغ سحری که می گوید : «یک روز دیگر گذشت و تو بی خبری » ، شنیده ای ؟

 

آیا دست پینه بسته ای که در هر پینه آن ، رنج سالیان نهفته ، دیده ای ؟

 

آیا فریاد دل زنی که امشب بر سر سفره اش ، چیزی ندارد که برای فرزندانش بگذارد ، شنیده ای ؟

 

آیا آن معصومیت چشم دخترکی که از بی مادری به آسمان ، خیره شده را دیده ای ؟

 

 

در قبال این نگاه ها ، اشک ها ، بغض ها و صدا ها ، مسئولیتی داریم به نام

«« انسان بودن »»

           چون او هم مخلوقی چون من و من هم مخلوقی چون اویم

 

 



چهارشنبه هجدهم اردیبهشت 1387-16:24 |   | قلم دل | گروه  |لینک به نوشته